خب اينم از اسباب كشي ما. از اين به بعد تو اين وبلاگ ازتون پذيرائي مي كنم. خواهشا بدون نظر دادن خارج نشين البته نه نظر كپي پيستي.
غزل اول
اول پرنده بود، سپس استحاله، درد
تبديل شد به سابقه داري زباله گرد
چيزي حدود چند گرم وقت برده بود
از خط خون و برق فلز، تا سقوطِ مَرد
يك دوز اضافه تر ... و عصبها فلج شدند
دستِ خودش نبود كه اينقدر تند و سَرد ...
دستِ خودش نبود كه اينقدر عاشقت ...
هِي پيله كرد ... پيله نكن ... باز پيله كرد!
با تو نهار ... خون به درون سرنگ ريخت
با تو فرار ... زير چراغي سپيد و زرد↓
سُر مي خورد درون رگش گيج مي خورد
دور سرت بگرد ... خيابان ... درخت ... گرَد
دكتر... فشار خون ... ضربان صفر ... سي سي يو
شُك شُك شُ شُك بده ... شُ شُ شُك، شُك شُ شُك ... نبرد↓
بين پرنده اي كه نبود و زباله گرد
جوجو پريد ... پَر... شبح يك كلاغ پَرد ...
غزل دوم
فرمول دو كه سرعتتان مي شود هزار
سردردهاي داغ زمستانه ي بهار
دو ... دو ... بدو ... هميشه بدو ختم ميشود
آهنگِ كفشهاي تو در كوچه ي فرار
دي دي چقدر زود خودت را به باد داد؟
از ترس اينكه سر برسد ترس/ روي كار↓
يكهو صداي زنگ ... خدايا كُمد شدي
دا ... داري از خودت كه به لُ ... لكنتي دچار
گمُ ميشوي كه پنجره را چنگ ميزني
حتما كسي خبر شده از راز اين قرار
فرمول دو ... - تند برو داره مي رسه -
لعنت به ... برق تيغ، كمي خون ، چقدر كار↓
روي سرت ، تلو تلو شد ... آخ سوختم
- لطفا كسي نايسته آقا برو كنار -
- حتما قضيّه مشكل ناموس ... - دور شو-
- ميگن كه دختره خودشو با طنابِ دار...-